ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

187

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

من ضامن هلندىها هستم و برادرم با نهايت محبت با شما رفتار خواهد كرد شاه هم قرار است اسبى زرين لگام و زرين زين با يك قداره و يك دست خلعت براى اتلام و نيز براى انگليسيان بفرستد . و به محض اينكه عبد اللّه خان از بندرعباس خبر دهد كه هلنديان او را يارى داده‌اند محل نمايندگى واك در اصفهان به هلنديان باز پس داده خواهد شد ، همچنين هلنديان اصفهان از امتيازات ديگر از جمله باز پس دادن پولهائى كه شاه محمود از آنها به زور اخذ كرده برخوردار خواهند شد . فرداى آن روز نيكلاس اسخارور بنا به خواست اعتماد الدوله سواره از اصفهان بيرون شد تا سفارشنامه‌اى را كه دربارهء عبد اللّه خان به اتلام نوشته بود به عبد اللّه خان بدهد اما اين اخير هنوز نيامده بود بنابراين اعتماد الدوله از اسخارور خواست كه سفارشنامه را به او بدهد و اسخارور روز 20 نوامبر آن را به اعتماد الدوله داد . نيكلاس اسخارور هنگامى كه از بيرون شهر به درون اصفهان مىآمد با محمدخان بلوچ والى پيشين شيراز همراه بود . او در طول راه به اسخارور گفت : « مقام عبد اللّه خان را به من پيشنهاد كردند كه من نپذيرفتم زيرا شايع بود كه زبردست‌خان 12000 تومان از مردم گرمسيرات باج گرفته از اينرو ديگر چيزى از آن ناحيه به دست نمىآمد . به همين جهت اين مقام را به عبد اللّه خان دادند چون او مردى زياده‌خواه است و از آنجا كه برادر اعتماد الدوله است از هيچكس نمىترسد . » بنابراين نيكلاس اسخارور طى نامه‌اى به اتلام توصيه كرد كه دربارهء كشتىهاى هلند و شخص خودش احتياطات لازم را معمول دارد . اما اين نامهء اخطار آميز نوشداروى پس از مرگ سهراب بود ، چون پيش از رسيدن آن به بندرعباس اتلام و دو يار ديگرش به دست باروخان اسير شده بودند . در پسين‌گاه نوامبر 23 نامهء اتلام دربارهء فعاليت‌هاى انگليس در قشم به اصفهان رسيد . و فرداى آن روز نيكلاس اسخارور آن را به اعتماد الدوله داد . نخست ميرزا رضا نايب اعتماد الدوله نامه را خواند و به اعتماد الدوله گفت : لازم نبود كه اسخارور اطلاعات اضافى به ما بدهد من بعدا در خلوت با شما سخن خواهم گفت . همان روز